تبلیغات متنی

AvaxBlog
گیتی گشت
رویال گشت
ایجاد وبلاگ
هانیا بلاگ
ساخت بلاگ
خبراول
املاک هومکده
املاک کاشانه
آموزشگاه زبان
ایمن سرا
ایده پردازان
خانه هوشمند
خانه هوشمند
هوشمند سازی ساختمان
دوربین مداربسته

ایده پردازان

شعر خوانی شاعران آیینی در سوگ رییس مذهب تشیع + گزارش تصویری

[ad_1]

شب شعر «قبله بقیع» به مناسبت شهادت امام جعفر صادق علیه السلام در قالب ویژه برنامه آیینی «شرح مشتاقی» با اجرای محمود حبیبی کسبی و شعرخوانی شاعرانی چون حمیدرضا برقعی، احمد بابایی، قاسم صرافان و … عصر دیروز 26 تیرماه در فرهنگ‌سرای اندیشه برگزار شد.

گزارش تصویری


عقیق: شب شعر «قبله بقیع» به مناسبت شهادت امام جعفر صادق علیه
السلام در قالب ویژه برنامه آیینی «شرح مشتاقی» با اجرای محمود حبیبی کسبی و
شعرخوانی شاعرانی چون حمیدرضا برقعی، احمد بابایی، قاسم صرافان و … عصر دیروز 26
تیرماه در فرهنگ‌سرای اندیشه برگزار شد.

احمد بابایی شاعر آیینی جوان و به‌نام نخستین کسی بود که
برای شعر خوانی حاضر شد. وی شعر بلندی را خواند که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید:

چه قدر خوب می شود گاهی

رو به ما باز می کنی راهی

می وزد عطر داغ تربت تو

چه قدر آشناست غربت تو

سهمم از لاله داغ اگر بشود

شب من با غم تو سر بشود

از گل لاله سهم می‌خواهم

امشب از ناله سهم می‌خواهم

گله عاشقانه لازم نیست

در بقیعت بهانه لازم نیست

باز باران ترانه می‌خواند

روضه خوان بی بهانه می‌خواند

تا بقیع آشنا خطابم کرد

شرم شیخ الائمه آبم کرد

کز لبی خاک بوس آوردیم

نامه از شاه طوس آوردیم

ای نگار همه سلام العلیک

پسر فاطمه(س) سلام العلیک

*

دیگر شاعری که در این نشست به شعرخوانی پرداخت، شاعر جوانی
از شهر قم بود. احمد علوی دومین شاعری بود که در این محفل شعر خواند:

هفته مجال هفت قدم مهربانی است

شنبه شروع همدلی و همزبانی است

يکشنبه ها که می رسد از راه اين جهان

در انتظار حادثه ای ناگهانی است

روزی دو بار در تب و تاب دوشنبه ايم

دنيا هنوز مات دو جنگ جهانی است

خير الامور اوسطها پس سه شنبه ها

حال و هوای شعر فقط جمکرانی است

حتی چهار شنبه شبيه سه شنبه است

حتی چهار شنبه زمين آسمانی است

هر پنجشنبه منتظر روز جمعه ايم

جمعه هميشه موسم خانه تکانی است

تا در کنار ندبه او گريه می کنيم

ياقوت های اشک عقيق يمانی است

با عشق زنده ايم چرا که بدون آن

چيزی که مفت هم نمی ارزد جوانی است

*

سید جواد میرصفی دیگر شاعر جوان قمی نیز در این محفل، شعری
را تقدیم به امام صادق(ع) کرد:

تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟

از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟

پاک کردی عرق شرم ز پیشانی مست

پس روا نیست من اینگونه پریشان باشم

کیمیا خاک کف پای غلامان شماست

کیمیایی بده تا جابر حیّان باشم

نمی از چشمه ی توحید مفضّل کافی ست

تا به چشمان تو یک عمر مسلمان باشم

غم حدیثی ست که در چشم تو جریان دارد

باید از حادثه ی چشم تو گریان باشم

جای این بیت برایت حرمی می سازم

تا در آیینه ی ایوان تو حیران باشم

حرف آیینه و ایوان شد و دلتنگ شدم

کاش می شد حرم شاه خراسان باشم

« صبح صادق ندمد، تا شب یلدا نرود »

کاش در صبح ظهور آینه گردان باشم

*

میلاد حسنی شاعر جوان آیینی نیز برای شعرخوانی حاضر شد. او
نیز شعری را در رثای صادق آل ائمه(ع) خواند:

مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود

در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع

چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود

بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف

در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه

مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرت

تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها

چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود

*

قاسم صرافان یکی از شاعران به‌نام ادبیات آیینی نیز در
محفل «قبله بقیع» حاضر شد. او یکی از جدیدترین اشعارش را خواند و شعر خوانی او حال
و هوای متفاوتی به این محفل داد:

راستگویان را فقیهی بود دینش دلبری

حرف‌هایش حیدری طرز نگاهش کوثری

هر دو جام عشق را آمیخته در ساغری

آیه‌های احمدی را با حدیث جعفری

حرف او عشق است، فهمش را به عاشق داده است

درک دین راستگویان را به صادق داده است

باز از این کوچه امام دیگری را می‌برند

باز هم با دست بسته حیدری را می‌برند

باز هم تنها طریق مادری را می‌برند

گرگ‌هایی یوسف بی‌یاوری را می‌برند

حق پیر آسمانی‌ها زمین خوردن نبود

نسبتی خورشید را با نیمه شب مردن نبود

روضه جان فرسا شد آخر از زبان کوچه بود

قلب عالم در تپش آن شب میان کوچه بود

پیر در افتادنش یاد جوان کوچه بود

با طنابی بر دو دستش روضه‌خوان کوچه بود

در مدینه تا که می‌نوشد چنین جام بلا

بر مشامش می‌رسد هر لحظه بوی کربلا

*

شاعر جوان دیگری که برای شعرحوانی حاضر شد حسن عباس‌پور
بود. او نیز شعری را تقدیم به ششمین اختر تابناک امامت کرد:

در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را

لطف تو گرفت از من بیچاره امان را

شد دشمن تو معترف انگار خداوند

در گوش تو گفته همه اسرار جهان را

با رایحۀ خطۀ سرسبز عبایت

کوتاه کن از باغ دلم دست خزان را

با امر تو هر چند در آتش ندویدم

هر چند فدای تو نکردم سر و جان را

هر چند مرید تو شدن  شأن زراره است

ای کاش که این عاشق بی نام و نشان را

بگذار که تا ظل بنی ساعده یکبار

من جای تو بر دوش کشم کیسۀ نان را

ماندم که در خانه ات آن روز چرا سوخت

آتش که نسوزاند تن خادمتان را

با لحن حجازی شبی از حضرت موعود

خواهیم شنید از حرمت صوت اذان را

*

شعر خوانی شاعر پر آوازه شعر آیینی «حمیدرضا برقعی» از
دیگر بخش‌های این شب شعر بود. او نیز یکی از جدیدترین اشعارش را در رثای امام جعفر
صادق(ع) خواند:

به منبر می‌رود دریا به سویش گام بردارید

هلا اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلم ها جا بیافتد واژه‌ای، اینک

که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

سلونی را هدر کردند روزی مردمان امروز

بپرسیدش از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران چشمان او آرایه وحی است

برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق

از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان به اهل خانه جز ایشان

که می‌گوید: غلام خسته‌ام خفته، قدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد نباید پلک بر هم زد

به سوی شعله چون هارون مکی گام بردارید

رُویَ عن إمامِِ جعفرِِ صادق (له الرحمة)

به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا کج کن مسیرت را

کفن باید به جای جامه احرام برداریم

اگر در گوش نوزادی اذان می‌گفت می‌فرمود:

که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد

میان گریه ختم سوره انعام بردارید

*

امیر علی سلیمانی آخرین شاعری بود که در شب شعر «قبله
بقیع» به شعرخوانی پرداخت:

در لطف بی‌نظیری و در عشق سرمدی

خورشیدی و میان خلایق زبانزدی

ای آفتاب صبح ششم ای امید خاک

مهتاب گفته است به دنیا سرآمدی

ای عالمی که علم بدهکار نام توست

ما بین عشق و حکمت در رفت و آمدیم

تعریف نیست باید محض است رای تو

تو بی‌نیاز هرچه اگر هرچه شایدی

جابر فقط ستاره‌ای از آسمان توست

ای آفتاب بر همگان نور ممتدی

دستان تو عدالت محض است و بی گمان

تنها به عدل و داد الهی مقیدی

صدق تو را ملائکه تصدیق می‌کنند

ای آفتاب صادق آل محمدی(ص)

هرچند از حیات و مماتت خبر کم است

اینکه تو آفتاب جهانی مگر کم است

بعد از تو بی‌نظیر ترین عالم جهان

اهل نظر نمانده و صاحب نظر کم است

ویران شدست خانه تو بعد از این اگر

حیران شود مسافر تو در به در کم است

عالم به اعتبار تو پرواز می‌کند

در این زمین مسافر بی‌بال و پر کم است

من شمع می‌خرم تو مرا زنده می‌کنی

در این طریق زود زیاد و ضرر کم است

امشب بقیع آیینه رو به کربلاست

سرها به نیزه رفته و مرد خطر کم است

اینگونه که زمین و زمان گریه می‌کند

یعتی برای غربت تو چشم تر کم است

من بیشتر به عشق تو شاعر شدم ولی

هر قدر بیشتر شود این بیشتر کم است

*

مرثیه‌خوانی محمدمهدی احمدی نوجوانِ ذاکر اهل بیت(ع) و
محسن عرب‌خالفی از شاعران و ذاکران شهیر از دیگر بخش‌های این مراسم بود.

[ad_2]

لینک منبع

مجموعه اشعار به مناسبت شهادت امام صادق (علیه السلام)

[ad_1]

مجموعه اشعار شهادت امام صادق (علیه السلام)

امروز، روز ناله و اندوه و ماتم است

روز عزای اشرف اولاد آدم است

چیزی شبیه روز حسین و محرّم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

ای دل که در حریم تو اندوه کربلاست

اندوهبار حضرت صادق، دلِ خداست

هفت آسمان برای غمش گریه می کنند

دور مزار بی حرمش گریه می کنند

در زیر پرچم و علمش گریه می کنند

سینه زنان ز سوز دمش گریه می کنند

زانو بغل نموده، ملالی گرفته اند

کرّوبیان چه اشک زلالی گرفته اند

در این عزا برای تأمّل مجال نیست

این رزق گریه بی غم آقا حلال نیست

اشکت بدون حضرت صادق زلال نیست

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

ای شیعه این عزا، چو عزای محرم است

شد سرنگون زِ باد مخالف چراغشان

آفت رسیده از در و دیوار باغشان

آن آتشی که سرزده آمد سراغشان

داغی نهاده بار دگر روی داغشان

نقّاش سرنوشت قلم را چه بد کشید

آتش دوباره از در و دیوار قد کشید

شیخُ الائمه ی غم ایّام دیده را

مرد مدینه مانده ی ماتم چشیده را

این زاده ی حسین شه سر بریده را

این پیرمرد خسته ی قامت خمیده را

ابن ربیع از چه به آزار می برد

در کوچه، بی عمامه و دستار می برد

در کوچه های بی کسی این پیرمرد دین

پای برهنه می دود و می خورد زمین

آهی کشید از جگرش، آهِ آتشین

با خاک کوچه زمزمه می کرداینچنین

” از روی خاک، امّ ابیها بلند شو

مادر بیا بخاطر بابا بلند شو”

هر چند روضه شمع تنش را مذاب کرد

او را به بر گرفت چنان شعله، آب کرد

چشم امام را که سراسر شراب کرد

زهری رسید آخر و او را کباب کرد

انگور زهر بار به داد دلش رسید

منصور عاقبت به مراد دلش رسید

هرچند بستری است، غمش سر نمی رسد

هنگام مرگ هم کرمش سر نمی رسد

اندوه شعله ور زِ دمش سر نمی رسد

این روضه بی حسین به آخر نمی رسد

جدّم حسین با لب تشنه شهید شد

با ضربه های نیزه و دشنه شهید شد

در قتلگاه ولوله شد، وای عمه ام

دور تنش چه غلغله شد، وای عمه ام

وقت سرور حرمله شد، وای عمه ام

لشگر به سمت قافله شد، وای عمه ام

این ها ز مرد های حرم سر گرفته اند

از بانوان قافله زیور گرفته اند

شاعر : امیر عظیمی

***

غریب و بی کس و تنها و بی هوا بردند

عزیز فاطمه را نیمه شب کجا بردند

شدند از در و دیوار وارد و او را

غریب از سر سجادهء دعا بردند

امام محترم و سالخوردهء ما را

پیاده ، پای برهنه ز کوچه ها بردند

عزیز فاطمه را در کمال بی ادبی

بدون مرکب و عمامه و عبا بردند

حدیث آتش و در، در مدینه تکراریست

امام را اگر از بین شعله ها بردند

طناب بوده و یا اینکه نه نمی دانم

ولی غریب همانند مرتضی بردند

دلا بسوز که آن شب امام صادق را

به ضرب طعنه و الفاظ ناروا بردند

دوباره حرمت آل علی شکست اینجا

که با کمال جسارت امام را بردند

میان مجلس او ذاکران دل ما را

به روضه بعد مدینه به کربلا بردند

عجیب این دل ما را پس از کنار بقیع

کنار مضجع سلطان اولیا بردند

غریب کشته شدی ای عزیز دل اما

کجا دگر سرتان را به نیزه ها بردند

غمی که کشته همه اهل بیت را این است

که معجر از سر ناموس کبریا بردند

شاعر : مهدی مقیمی

***

آتشی باز فراهم شده و بر در خورد

دست زهرا وسط عرش به روی سر خورد

بی عبا بود که در کوچه کشیدند او را

پسر حضرت حیدر به غرورش بر خورد

چند باری پی مرکب نفسش بند آمد

چند باری وسط کوچه زمین، با سر خورد

به همه اهل جهان موی سفیدش می گفت:

چه قدر خون دل از کینه ی این لشکر خورد

داشت با آن همه اندوه، تجسم می کرد

غصه هایی که در این شهرِ بلا، حیدر خورد

بی قرار است چرا او؛ نکند تازه شده

داغ آن ضربه ی آنروز که بر مادر خورد

خانه ی سوخته اش ارثیه از خیمه گه ِ

کشته ای بود که بر حنجره اش خنجر خورد

محمد حسین رحیمیان

***

غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم

ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم

سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز

فقط وصال تو باشد دعای چشمانم

اگر که بغض گلویم کمی ترک بخورد

پر از ستاره شود این فضای چشمانم

تمام عالم هستی، غریب در نظرم

فقط فراق تو شد آشنای چشمانم

دو دیده ام شده تاریک در حجاب گناه

نگاه مست تو باشد ضیای چشمانم

نظر به روی تو آداب و سعی خود دارد

سرت چو مروه و پایت صفای چشمانم

به غیر دامن خیسم ز قطره قطرۀ اشک

کسی دگر نشنیده صدای چشمانم

قسم به فاطمه داغی به سینه دارم من

به دل هوای بقیع و مدینه دارم من .

***

.

پیرمردی بین آتش از نوا افتاده است

رهبری تنها میان کوچه ها افتاده است

با رخی نیلی به یاد مادرش فریاد زد

ماجرای کوچه بهرم خوب جا افتاده است

ضرب سیلی جای خود اما امان از حرف بد!

پور زهرا گیر مردی بی حیا افتاده است

دست بسته،مو پریسان،صورتش خاکی شده

با دلی پرغصه یاد کربلا افتاده است

دست بر زانو فقط میگفت: یازینب مدد

یاد آتش سوزیِ آن خیمه ها افتاده است

باز هم او مرد بودو هر دو دستش باز شد

یاد دسته بسته و شام بلا افتاده است

درد زینب این بُوَد در کل تاریخ بلا

کِی چهل منزل سر از پیکر جدا افتاده است

بنت حیدر دیدو کاری بر نمی آمد ز او

راس سلطان از سر نی زیر پا افتاده است

بی جهت سقا به نی سر برنمی گرداند چون

چشم نا محرم به ناموس خدا افتاده است

شاعر :قاسم نعمتی

***

بردند  برای همه  دنیا  خبرش را

غمنامه ای ازسرخی چشمان ترش را

حتی رمقی نیست به دستان ضعیفش

آتش زده زهری همه ی بال وپرش را

هم سن زیادش سبب خستگی اش شد

هم شعله زده زهر تمام جگرش را

اطفال و عیالش همگی دل نگرانند

سوزانده زآهش همه ی دوروبرش را

آنشب که پی مرکب دشمن به زمین خورد

آنشب که شکستندگمانم کمرش را

بی حرمتی وبی ادبی شدبه مقامش

بدجور شکستند دل شعله ورش را

آنقدرتنش آب شده گوشه ی بستر

دیدند  همه  حال بد محتضرش را

عمریست برای دل خود روضه گرفته

پرکرده غم کوچه فضای سحرش را

سخت است برایش که فراموش نماید

آن مادر و آن ناله ی درپشت درش را

شاعر:محمدحسن بیات لو

***

 هر کس دلش ز مهر و ولای تو عاری است

هرلحظه اش بدون توبی بندوباری است

ما جار میزنیم که آقایمان تویی…

شیخ الائمه! نوکریت افتخاری است 

خاک رهت به منزله ی آب زندگی ست 

صد سلسبیل زیر قدم هات جاری است 

(ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما)

عشق شما مسبب این ماندگاری است 

اوقات خوش کنار بزرگان به سرشود 

از برکت وجود تو خوش روزگاری است 

مکتب به پا نموده ای علامه ساختی 

شاگردیِ کلاس تو آموزگاری است 

گنجینه ی حدیث و روایاتِ صادقی 

دشمن ز تیغ تیز کلامت فراری است 

صحن شما به زاویه ی عرش قائم است 

دیوار های بقعه ات آیینه کاری است 

آقا همینکه فاطمه آنجاست دلخوشی… 

دردِ فراقِ مادر و فرزند کاری است

 

بیچاره اصغر است نه بیچاره تر رباب 

کار رباب بعد علی، آه و زاری است 

کوچکترین ستاره ی زهرا به نیزه خورد 

اشک عروس فاطمه از بی قراری است 

کوچکترین صدا مزاحمِ نوزاد میشود…

ای نیزه دار!این روش بچه داری است 

شاعر:علیرضا وفایی (خیال)

***

بیاموزند تا در مکتبت ، مردم صداقت را

به نام تو سند کردند شش دانگ ولایت را

تورا از شش جهت خواندند مولای ششم چونکه

به دست خویشتن داری زمام کلّ خلقت را

به میلیونها چنان سقراط یا صدها چنان لقمان

عطا کردند از دریای تو یک قطره حکمت را

میان آن همه شاگرد هم باشی غریبی تو

نمیفهمند وقتی این جماعت شأن عصمت را

هَلِ الدّین،غیر حبّ و بغض،مذهب چیست غیر از این ؟

خدا از ما نگیرد این ولایت ، این برائت را

تو از بس از حسین و کربلا رفتن به ما گفتی

به پا کردی درون سینه ها شور قیامت را

گرسنه،تشنه،خاک آلود،غمگین زائرش گشتی

چه خوب آموختی بر شیعیان رسم زیارت را

نمی ماند گنه کاری میان عرصه ی محشر

اگر در پای میزان رو کنی حکم شفاعت را

اگر می گفت یازهرا کسی در پیش روی تو

عوض می کرد یاد پهلویش حال و هوایت را

پس از زهرا گمانم رسم شد در شهر پیغمبر

بسوزانند در آتش ، درِ بیت سیادت را

شبانه با سر و پای برهنه ، بُردن از خانه

ز حدّ خود به در کردند نامردان جسارت را

به هرگامی که میرفتی بسوی قصرِ آن ملعون

گمانم با دو چشم خویش میدیدی شهادت را

عذاب اوّلین و آخرین بادا بر آن قومی

که سوزاندند از کین ، قلب خورشید امامت را

کــلام آخرت وقــف نمــاز با توجّه شـد

عجب شرمنده ی خودکرد این حرفت عبادت را

محمدقاسمی

***

هی نکش این طناب را دلسنگ

او رفیق خدا و جبریل است

این همه ناسزا نگو نامرد

با رسول و بتول ، فامیل است

پیرمرد است احترامش کن

هی نزن با لگد به پهلویش

یاد موی رقیه می افتد

جان زهرا نگیر از مویش

شیخ شهر است، آبروی شهر

بی عمامه است و بی عصا مانده

زیر لب ذکر فاطمه دارد

آخر از مادرش جدا مانده

از غم عمه زینبش نالان

قلب او گشته پر غم و آشوب

یاد عمه می افتد ای بی دین

هی تعارف نزن به او مشروب

دود این خانه کرده چشمش را

پر ز اشک از غم مدینه ، خدا

در که آتش گرفت او افتاد

یاد مسمار و سینه ی زهرا

جعغر ابوالفتحی

***
آقا تو را چون حیدر کرار بردند

در پیش چشم بچه های زار بردند

 

تو آن همه شاگرد داری پس کجایند

آقا چه شد آنشب تو را بی یار بردند؟

 

این اولین باری نبود این طور رفتید

آقا شما را اینچنین بسیار بردند

 

وقتی شما فرزند ابراهیم هستی

 قطعاً شما را از میان نار بردند

 

آنشب میان کوچه ها با گریه گفتی…

که عمه جان را هم سر بازار بردند

 

یاد رقیه کردی آنجا که شما را

پای برهنه از میان خار بردند

 

این ظاهر درهم خودش می گوید آقا

حتما شما را از سر اجبار بردند

 

سخت است اما آخرش تابوت تان را

 آقا هزاران شیعه در انظار بردند

 

مهدی نظری

***

باز روی سر تو ریخته اند

 

شعله پشت در تو ریخته اند

 

گریه ات را که بهانه کردند

باز هم حمله شبانه کردند

 

ریسمان بسته به بازوی تو شد

باز زخمی روی ابروی تو شد

 

رحمی آن خصم پلید تو نداشت

حرمت موی سفید تو نداشت

 

پشت مرکب تن پاکت بردند

پا برهنه روی خاکت بردند

 

کو عبای تو و عمامه ی تو ؟

پر ز خاک است چرا جامه ی تو ؟

 

اشک چشم تر تو می ریزد

قلب این دختر تو می ریزد

 

گیسویت از چه پریشان شده است

دخترت دیده و گریان شده است

 

ببریدش ولی با لشکر نه !

می زنیدش ؟ جلوی دختر نه …

 

پیرمرد است مراعات کنید

احترامی حق سادات کنید

 

پیرمرد است زمینش نزنید

تازیانه به جبینش نزنید

***

گرچه آتش به سرایت زده اند

با لگد بر روی پایت زده اند

 

گرچه بردند تو را نیمه ی شب

سر برهنه شده پشت مرکب

 

ولی هرگز تن تو تیر نخورد

به خدا جسم تو شمشیر نخورد

 

پیکرت پهن به گودال نشد

زیر پا جسم تو پامال نشد

 

داغ فرزند تو را پیر نکرد

نیزه ای بر دهنت گیر نکرد

 

خیزران بر لب تو بوسه نزد

به رگت زینب تو بوسه نزد

 

کسی از پشت سرت را نبرید

جلوی دیده ی زهرا نبرید

 

ناگهان ولوله و غوغا شد

بر سر نعش حسین دعوا شد

 

یکی آمد که عصا را ببرد

دیگری خواست عبا را ببرد

 

به کلاخود سرش رحم نکرد

به زره یا سپرش رحم نکرد

 

همه ی پیکر او غارت شد

پای تا به سر او غارت شد

 

رضا رسول زاده

 

[ad_2]

لینک منبع

دلنوشته یک کارگردان برای دوست شهید مدافع حرمش

[ad_1]

عقیق:روح الله سهرابی نویسنده و
کارگردان سینما و تلویزیون یادداشت و دل‌نوشته‌ای براى بهرام مهرداد شهید
مدافع حرم که دیروز در سوریه به شهادت رسید، نوشته که متن کامل آن را در
ادامه می‌خوانید:



باور نمى کنم رفتنت را برادر!


چگونه با تو وداع کنیم!؟


مگر خاطره حماسه ات می گذارد!؟


تو در یادها جاودان خواهی ماند


از آن روى که دنیا هرگز تو را تشنه خود نساخت


خبر حماسه بزرگ حضور تو و همرزمانت دیریست که در این وطن بیداد می کند


شیون قلم از ناتوانی در بیان راز شهادتتان جگرخراش می شود و قاب حقیر عکاسان تحمل انعکاس این حجم از ایثار و رشادت را ندارد


ای کاش روئین تن بودی مرد


ای کاش روئین تن بودی برادر


تمام بستان‌های ایران برای جای خالی ات کفایت نمی‌کند


بی نظیر بودی مرد


بی نظیر بودی برادر


تو نماینده اقتدار یک کشوری


خموش می‌گریم … خموش به حال خویشتن که هرگز تو را نشناختم …


ای دل و جان باخته، برای شوریده دلان دعا کن


ای سرباز رشید، برای واماندگان از سفر دعا کن


از من نپرسید از که می‌نویسم


که امروز “بهرام مهرداد” را همه ایران شناخت


و من مات و مبهوت خبر شهادتش، روز را به شب رساندم


به شبى ملتهب و طولانى که انتظارمان را کوتاه نمى کند …


بیادم هست که همواره پخته بودی و دستگیر …


بدون حضور و حمایت پررنگ تو بسیاری چون من در عنفوان جوانی بی رنگ می ماندیم …


خوشبحال تو که صاحب آخرین رنگ دنیا شدی….رنگ سرخ شهادت


چه برازنده رفتی مرد


چه باشکوه پرکشیدى برادر


اینک من مانده ام و تصویرى محو از طنازی هاى صمیمانه ات …


و عکس هایى از تو که ما را به سرزمین باورهایت مى برد …


چه مهرى از تو بر دل داشتیم مرد،


چه داغى از تو بر دل نشست برادر!

منبع:فارس

[ad_2]

لینک منبع

فراخوان جشنواره نقالی و پرده‌خوانی غدیر «نقالان علوی»

[ad_1]

مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری منتشر کرد

مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب اسلامی در راستای تقویت، بازپیرایی و بروزرسانی «پرده‌خوانی، نقالی و منقبت‌خوانی» در کشور، دومین دوره جشنواره سراسری نقالی و پرده خوانی غدیر(نقالان علوی)، را همزمان با دهه امامت و ولایت برگزار می‌کند.

عقیق: مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری انقلاب
اسلامی در راستای ارتقای فرهنگ علوی و ایرانی و نیز تقویت، بازپیرایی و
بروزرسانی هنر سنتی و دیرینه «پرده‌خوانی، نقالی و منقبت‌خوانی» در کشور،
دومین دوره جشنواره سراسری نقالی و پرده خوانی غدیر(نقالان علوی)،  را
همزمان با دهه  امامت و ولایت (از عید سعید قربان تا عید غدیر خم) در میدان
امام حسین(ع) و حوزه هنری برگزار می‌کند.

  • اهداف جشنواره:
  1. زنده نگه داشتن معارف ولایت علوی
  2. زنده نگاه داشتن واقعه غدیر خم در اذهان مردم به ویژه نسل جوان
  3. استفاده از هنر اصیل و تاثیرگذار نقالی در تبیین و ترویج فرهنگ دینی
  4. ایجاد جریان فکری ولایی در هنرمندان به منظور انتقال مفاهیم دینی و مذهبی به ویژه حقیقت غدیر خم
  5. احیاء و ترویج اشعار و متون ادبی غنی ایرانی و اسلامی با محوریت ولایت
  6. تقویت هنر نقالی و پرده‌خوانی, ایجاد انگیزه و پرورش نقالان و پرده‌خوانان در رابطه با عید غدیرخم
  • موضوع جشنواره:
  1. پرداختن به مقام شامخ ولایت حضرت امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب(ع) بر مسلمانان
  2. مفهوم واقعه غدیر
  3. داستان  غدیر خم
  4. اشاعه سبک زندگی حضرت امیرالمومنین علی بن ابی‌طالب(ع) در زمینه‌های مختلف
  5. نقش  واقعه غدیر در زندگی مومنین و مسلمانان

هنرمندان جهت اجرای نقالی و منقبت‌خوانی می‌توانند از کتب نظم و نثر ولایی و بحر طویل ذیل بهره‌مند شوند:

دیوان
فواد کرمانی- دیوان صغیر اصفهانی- دیوان شهریار –حمله‌های حیدری –
قضاوت‌های حضرت علی(ع) – علی(ع)نامه سیره حضرت علی(ع) -110 داستان دوران
جوانی امیرالمومنین امام علی (ع) (انتشارات سروش) – حماسه‌های امام علی(ع)
حیدرنامه و…

کلیه پرده‌خوانان  و
نقالان و هنرمندان کشور که سابقه جدی و تاثیرگذار در این زمینه دارند و
جوانان و نوجوانانی که در این عرصه مشغول به فعالیت هستند، می‌توانند با
ارسال فیلم اثر خود مرتبط با موضوع و محورهای جشنواره در این رویداد شرکت
کنند.

تبصره 1: هنرمندان تهرانی باید
تقاضا و عنوان پرده‌خوانی، نقالی و یا منقبت‌خوانی خود را در قالب فرم شرکت
در جشنواره به دبیرخانه ارسال کنند.

تبصره 2: بازبینی آثار هنرمندان تهرانی به صورت زنده خواهد بود.

  • تقویم جشنواره:
  1.  آخرین مهلت ارسال آثار و فرم تقاضای گروه‌های تهرانی: 25 مرداد 1396
  2. اعلام نتایج بازبینی: 1 شهریور 1396
  3. برگزاری جشنواره: 13 تا 17 شهریور 1396

هنرمندانی
که در بخش منقبت‌خوانی فعال هستند می‌توانند با ارائه دو اثر منطبق بر
موضوع جشنواره در بخش مسابقه شرکت بهم رسانند. لازم بذکر است در بخش ضوابط و
مقررات بند دوم زمان ارائه اثر حداقل 10 دقیقه و حداکثر 15 قیقه خواهد
بود.

از
پرده‌خوانان و نقالان برجسته و پیشکسوت کشور دعوت بعمل می‌آید تا با ارائه
آثار مرتبط با موضوع جشنواره در بخش ویژه این رویداد شرکت کنند.

  • ضوابط و مقررات:
  1. هر هنرمندِ نقال و پرده‌خوان (آقاوخانم) می‌تواند حداکثر دو اثر ارسال کند.
  2. هر اثر نقالی  باید حداقل 15 دقیقه و حداکثر 25 دقیقه باشد.
  3. هر شرکت‌کننده در صورت پذیرفته شدن می‌بایست همان اثر ارسال شده به دبیرخانه که مورد بازبینی قرار گرفته را در جشنواره اجرا کند.
  4. دبیرخانه جشنواره به آثاری که فاقد کیفیت مناسب صدا و تصویر باشند ترتیب اثر نخواهد داد.
  5. اسکان و پذیرایی گروه‌های شهرستانی در ایام برگزاری جشنواره بر عهده ستاد برگزاری خواهد بود.
  6. به هریک از گروه‌های راه یافته به جشنواره، به فراخور اجرا، مسافت و … کمک هزینه پرداخت خواهد شد.
  7. به برگزیدگان نهایی در هر بخش آقایان و خانم‌ها در مراسم اختتامیه تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جوایز نفیسی اهداء خواهد شد.

  1. سه نسخه دی وی دی اثر
  2. تکمیل فرم جشنواره
  3. سوابق هنری شرکت کننده
  4. چکیده متن نقالی (در صورت تهیه توسط هنرمند) یک صفحه A4
  5. یک قطعه عکس 4×3

منبع:تسنیم

[ad_2]

لینک منبع

زمينه تعداد و زمان حضور بيشتر زايرين در سامرا را آماده مي‌كنيم

[ad_1]

سفير ايران در كشور عراق خبرداد؛

آقاي مسجدي با تشكر از فعاليت‌هاي بعثه مقام معظم رهبري گفت: زمينه تعداد و زمان حضور بيشتر زايرين در سامرا آماده مي‌شود.

عقیق:حجت الاسلام والمسلمين نجفي روحاني مسؤول بعثه مقام معظم رهبري روز گذشته
پس از بازديد از بعثه رهبري در كاظمين با ايرج مسجدي سفير جمهوري اسلامي
ايران در عراق ديدار و گفت‌وگو كرد.

آقاي مسجدي در اين ديدار از
زحمات و فعاليت هاي زياد بعثه مقام معظم رهبري قدرداني و با اشاره به اهميت
فوق العاده بحث زائر در عراق اظهار داشت: درديدار هاي با مسؤولان سازمان
حج و زيارت و همچنين حجت الاسلام والمسلمين قاضي عسكر نماينده محترم ولي
فقيه در امور حج ويارت بر لزوم مديريت و نظم دهي كامل وجامع به برنامه هاي
زائران اشاره شد.

سفير ايران در عراق ادامه داد: مسأله بعدي لزوم
افزايش تعداد روزهاي اقامت زائران در كاظمين و سامراء است كه اميدواريم اين
مسأله با همكاري مسؤولان كشور عراق و همچنين سازمان حج وزيارت ايران به
نتيجه برسد چراكه زيارت اين چهار امام از شيريني و حلاوت خاصي برخوردار است
ولي وقتي زائر قرارباشد در يك روز همه زيارت ها را پشت سر هم انجام دهد
خسته شده و بهره كافي را نمي‌برد.

وي در پايان با تأكيد بر اينكه
سفارت ايران در عراق همراه با همگام با بعثه رهبري آماده خدمت رساني به
زائران است، يادآور شد: ما با جلساتي كه خواهيم داشت مي توانيم زمينه را
براي استفاده هرچه بيشتر و بهتر زائران از اين سفر معنوي آماده كنيم.
منبع:حج

[ad_2]

لینک منبع

چرا اسلام شناسان غربی شیفته علی(ع) هستند؟

[ad_1]

امام علي(ع) رابطه ناگسستني بين حکمت نظري و سياسـت عملي برقرارمي کند وهـدف از زندگي کوتاه دنيـوي را مقدمه و آزمايشگاهي براي زندگي پايدار اخروي مي نامد، برهمين اساس علاوه بر پاسخگويي به مردم ،دادگاه عدل الهي را محکمه اي مي داند که زمامدار بايد درمقابل آن پاسخگوي گفتار، رفتاروکردارخويش باشد.

چرا اسلام شناسان غربی شیفته علی(ع) هستند؟وارث: دوره کوتاه زمامداري امام علي (ع) سرشارازآموزه هاي گرانقدري است که مي تواند به عنوان الگويي بي نظيرمورد توجه انديشمندان سياسي و فراترازآن دولتمردان قرار گيرد. امام علي(ع) رابطه ناگسستني بين حکمت نظري و سياسـت عملي برقرارمي کند وهـدف از زندگي کوتاه دنيـوي را مقدمه و آزمايشگاهي براي زندگي پايدار اخروي مي نامد، برهمين اساس علاوه بر پاسخگويي به مردم ،دادگاه عدل الهي را محکمه اي مي داند که زمامدار بايد درمقابل آن پاسخگوي گفتار، رفتاروکردارخويش باشد.

زمامداري امام علي(ع) با نفي استبداد، خودکامگي و جورپيشگي همراه بود و درموارد متعددي در خطبه ها و نامه هاي خويش واليان و مسئولان حکومتي را به رعايت دقيق حقوق مردم فرا مي خواند و آنها را از بيماري مهلک خود رأيي، تماميت خواهي و انحصارطلبي برحذرمي داشت. توصيه به گذشت، چشم پوشي ازاشتباهات مردم و تواضع و فروتني درمقابل آنان نه تنها ازنصايح اخلاقي، بلکه ازدستورات مؤکد وي به کارگزاران امورکشوري و لشکري بود.

امام علي(ع) خود نيـزبـه طريق اولي عامل بـه اين وصايا بود و به مردم مي فرمود: با من آنگونه که با ستمگران سخن مي گوييد، سخن نگوييد، سخناني که ازعصبانيت و خشمگيني شماست ازمن مخفي نکنيد و ازراه سازشکاري با من وارد نشويد. فكرنكنيد که اگر مطلب حقي را گفتيد من ناراحت مي شوم. وي با نفي چابلوسي، تجليل و تمجيد، پند و اندرز مردم در خطاها و اشتباهات احتمالي را از جمله حقوق خويش برمردم مي شمارد و عنوان مي کند از گفتن حق و مشورت عادلانه به من چشم پوشي نکنيد.

سیره علی(ع) الگوی شایسته برای صاحبان قدرت:

چگونگي مواجهه حضرت علي(ع) با منتقدان، مخالفان و معاندان بسي درس آموزاست. وي نه تنها برمنتقدان خرده نمي گرفت، بلكه عمل انتقادي را داراي ارزش مي دانست. امام درعهد نامه مالك اشتر يادآورمي شود كه اي مالك از ميان آنان [مردم] كسي را به خودت نزديك كن كه حرف حقي را كه تلخ است به تو بهترو بيشتربزند. درگفتار و كردارت كه خدا براي دوستانش نمي پسندد كمترتو را ستايش كند هرچند اين كار تو را ناراحت نمايد و دلتنگ شوي (نامه/ 53).

گفتاروكردارامام علي(ع) با مخالفان و معاندان نيزداراي آموزه هايي شگفت است. علي(ع) درمقابل تندروي ها ومخالفت هاي خوارج از جاده انصاف، عدالت و آزادي خارج نشد و برآزادي ها و حقوق اين گروه كه ازمخالفان وعنودان سرسخت بودند، پاي فشرد وبه آنان گفت: بدانيد كه شما نزد ما سه حق داريد و تا هنگامي كه همراه ما هستيد آنها را از شما بازنمي گيريم؛ شما را ازمساجد خدا كه نام اورا درآنها بر زبان مي آوريد منع نمي كنيم، شما را ازدرآمد عمومي وغنايم تا زماني كه دستتان درجنگ همراه ماست محروم نمي سازيم وتا جنگ با ما آغاز نكرده ايد با شما نمي جنگيم.

درخصوص رفتار با دشمنان و رعايت عهد و پيمان با آنان نيزبه مالك اشتر مي نويسد: اگر ميان تو و دشمنت پيماني بسته شد و يا اماني به او دادي بايد به پيمان وعهد خود وفاداربماني وامانت را دراماني كه داده اي رعايت كني. هر پيمان وعهدي كه داده اي حفظ آن به عهده توست و براي حفظ آن بايد سينه سپر كني. زيرا در ميان واجب هاي خدا، با همه اختلافي كه درفكر و عقيده ميان مردم هست، واجبي كه مورد بزرگداشت بيش از وفاي به عهد باشد درميان اعمال واجب نيست. مشركان با اينكه ازنظرمعنوي غيرازمسلمانانند، براي پيمان احترام قائلند، زيرا ازتجربه هاي تلخ پيمان شكني و عواقب آن اندرزآموخته اند.

بنابراين دروفاي به عهد دغلكاري مكن وپيمان خويش را مشكن و به دشمن خود نيرنگ مزن، زيرا فقط نادان تيره دل نسبت به خدا گستاخ مي گردد و درحقيقت خدا عهد و امان خود را در پناهگاه رحمت خويش در ميان مخلوق خود قرارداده است تا ازاين دژ به عظمت خدا دست يابند و درسايه عظمت وي آسوده خاطر گردند. بنابرين نه دغلكاري ، نه نيرنگ ونه خيانت بايد ديده شود. هرگاه به سختي افتادي مبادا پيمان را بدون دليل شرعي برهم بزني، زيرا با مشكلات پيمان ساختن به اميد آن كه مشكلاتش بر طرف گردد و پايان شايسته اي داشته باشد، بهترازخيانتي است كه ازعوارض آن وحشت داشته باشي و بهترازاين است كه براثرخيانت به پيمان تحت تعقيب خدا قراربگيري كـه نه در دنيا و نه درآخرت اززير بارمسئوليت آن نتواني بيرون بيايي ( همانجا)

چگونگی برخورد با دشمن:

اوج زيبايي برخورد با دشمن را در موضوع وصيت امام علي(ع) درخصوص ابن ملجم مرادي، قاتل علي(ع) ديده مي شود. وي به فرزندانش امام حسن و حسين چنين سفارش مي كند: من ديروز در ميان شما بودم و امروز مايه پند شما و فردا از ميان شما خواهم رفت. اگرماندم خودم با ابن ملجم حسابم را مي رسم و اگرنابود شدم، نابودي وعده گاه من است. اگرعفو كردم، بخشش وسيله ايست براي تقرب من به خدا و ثوابي است براي شما، بنابراين ازاوصرفنظر كنيد كه خدا مي گويد: آيا دوست نداريد خدا گناهان شما را ببخشد (نهج البلاغه، نامه 23). مواظب باشيد درخونريزي فرو نرويد، نگوييد امير- المومنين كشته شد، امـيرالمومنين به قتل رسيد. توجـه داشته باشيد كـه دربرابركشته شدن مـن، فقط يك ضربت دربرابرضربت وي به اوبزنيد، اورا “مثله” ننماييد، زيرا من ازرسول خدا(ص) شنيدم مي فرمود: ازمثله كردن هرچند نسبت به سگ هار پرهيزنماييد (نامه شماره 47.ص،751). بعد از من خوارج را به قتل نرسانيد، زيرا كسي كه به دنبال حق باشد و آن را نيابد مانند كسي نيست كه دنبال باطل برود و آن را بدست آورد (خطبه/ 60) 

رویکرد امیرالمومنین در لحظات سخت حکمرانی:

اسلام دین تعقل و اندیشه است و از انسان خواسته می شود برای انتخاب بهترین ها اندیشه کند. موعظه، نصیحت و جدال احسن و حتی دعوت مخالفان به گفتگو توصیه می شود. بنابراین یکی از وظایف اصلی رهبران الهی هدایت است. بر همین مبنا است که حضرت به دشمنان مهلت اندیشیدن داده و در آغاز جنگ شتاب نورزیده(خطبه 43) و آن را به تاخیر می اندازد(خطبه55) و قبل از جنگ نیز با طرف مقابل اتمام حجت می کند(خطبه/137) و از لغزشها در می گذرد(خطبه159) و پیمانشکنان را مورد لطف خود قرار می دهد(خطبه/ 4) و بعد از جنگ فرمان عفو عمویم صادر می کند و فرمان عدم تعقیب فراریان را صادر می کند…( نامه/ 29).

رفتار و منش علی در جنگ ها نیز بر معیار عدالت است. آنجایی که عدالت به او اجازه دهد تساهل و مدارا به خرج خواهد داد و جایی که عدالت اجازه ندهد دست علی برای مدارا بسته خواهد بود. از همین روست که در جنگ‏ها فرمان مى‏دهد:«درختان را قطع نکنید، بیگناهان را نکشید. آب آشامیدنى را مسموم و مسدود نکنید، فراریان را تعقیب نکنید، با اسیران به نرمى رفتار کنید، اموال مسلمانان را به غنیمت برندارید و…»( عسکرى، 1375: 2/147) حضرت در وصیت خود به فرزندش امام حسن مجتبی، نکته های ارزشمندی از تساهل و مدارا را آموزش می دهند؛ «هنگامى كه بر دشمنت غلبه كردى، شكر قدرت را عفو او قرار ده»( خطبه/ 86 ، حكمت/ 11).

«هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودی خدا در آن است رد مکن که آسایش رزمندگان و آرامش فکری و امنیت کشور در صلح تأمین می‏گردد… اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید یا در پناه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفادار باش و بر آن‏چه بر عهده گرفتی امانت‏دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان؛ زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست که همه مردم جهان با همه اختلافاتی که دارند در آن اتفاق نظر دارند…

پس هرگز پیمان شکن مباش و در عهد خود خیانت مکن و دشمن را فریب مده… پس از محکم کاری در قرارداد نامه دست از بهانه‏جویی بردار. مبادا مشکلات پیمانی که بر عهده‏ات قرار گرفته و خدا آن را بر گردنت نهاده تو را به پیمان شکنی وا دارد…»( نامه/ 53).  از سوی دیگر خطاب به یارانش که عازم جنگ صفین بودند، فرمودند؛ «اى فرزندان مهاجران، به سوى سرکردگان کفر و بازماندگان جنگ احزاب و دوستان شیطان حمله ور شوید.»( ابن ابى الحدید، 2/194) یا  وقتى چشمان مبارکش در میدان صفین به پرچم هاى سپاه معاویه افتاد، فرمود: «قسم به کسى که دانه را شکافت و انسان را آفرید، آن ها اسلام نیاورده بودند، بلکه به ظاهر تسلیم شدند و کفر خویش را پنهان نمودند.».

[ad_2]

لینک منبع

روحانیون به تفسیر موضوعی قرآن بپردازند

[ad_1]

عقیق:آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد، در نشست مفسران قرآن کریم در
اداره کل تبلیغات اسلامی اصفهان، اظهار کرد: مبنای احکام و اخلاق و افتخار
ما و حتی دلیل بر اثبات پیامبر و رسولان، قرآن کریم است.

عضو خبرگان رهبری تصریح کرد: ما با شجاعت و افتخار و سربلندی
اعلام می کنیم هر کس توانست در جهان چون قرآن بیاورد، به سمت و سوی او
خواهیم رفت، امام علی(ع) در خطبه 175 و 189 نهج البلاغه 42 صفت برای قرآن
ذکر کرده است.


وی عنوان کرد: به تعبیر امام علی درخطبه 175 قرآن چیزی است که
کسی با آن نمی نشیند و بلند نمی شود، جز آن که چیزی در آن زیاد و چیزی کم
می شود، در حقیقت هدایت و نور آن زیاد می شود و گمراهی آن کم می شود.


مدیر حوزه علمیه اصفهان با بیان این که زبان قرآن همیشه به
روز است، تصریح کرد: آیات قرآن به نحوی است که حتی سیاست خارجه امروز ما را
بیان می کند و گویی برای امروز ما نازل شده است.


امام جمعه اصفهان با تاکید بر این که حوزویان باید مربی مردم
در زمینه قرائت قرآن و تفسیر باشد، یادآور شد: روحانیون باید هم بهترین
قرآن فهم و هم قرآن خوان باشند و در راس آن بهترین عمل کننده به آیات الهی
باشند.


عضو خبرگان رهبری با اشاره به ضرورت آموزش کلاسیک قرآن در
حوزه علمیه، گفت: باید برجسته ترین قاریان در حوزه علمیه تربیت شوند و
بهترین مکان برای تحقق این امر مساجد و مدارس علمیه است.


آیت الله طباطبایی نژاد بیان کرد: خواندن قرآن، دارای برکات و
آثاری است و از متن قرآن چنین دریافت می شود که خواندن قرآن به نوعی واجب
است و هر چه در این مسیر می توانید، تلاش کنید.


مدیر حوزه علمیه اصفهان در پایان گفت:  روحانیت در زمینه تفسیر موضوعی بیشتر تلاش کند، چراکه در عرصه منبر و تبلیغ بسیار مؤثر است.

منبع:حوزه

[ad_2]

لینک منبع

حجت الاسلام ادیب یزدی: یک قطره اشک بر مصائب اباعبدالله(ع)، امواج بلا را دور می کند

[ad_1]

جلسه هفتگی صبح جمعه حسینیه دلریش برگزار شد+گزارش تصویری

عادت کنید وقتی از خواب بیدار می شوید استغفار کنید چون ممکن است قرار باشد بلایی نازل شود و به حرمت استغفار تو بلا دور می شود. یک قطره اشک برای مصائب اباعبدالله علیه السلام امواج بلایا را برمی گرداند.

وارث : مراسم
هفتگی حسینیه دلریش صبح جمعه با سخنرانی حجت الاسلام ادیب یزدی و
مداحی حاج رسول فیضی، حاج مهدی رجبی، حاج محمدحسن فیضی، حاج مسلم غیاثی،
حاج مجیدحیدری، حاج علی کرمی، حاج روح الله صادقی برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت
الاسلام ادیب یزدی را می خوانید:

حجت الاسلام ادیب یزدی

پاسخ به یک شبهه

پیغمبر صلی الله علیه
وآله بالای سر حضرت حمزه فرمود: «هفتاد نفر از کفار را به همین صورت مُثله خواهم
کرد». اشکال می کنند که منافات با عدالت پیامبر صلی الله علیه وآله دارد چون خدا
در قرآن فرموده: پیامبر هرچه بگوید وحی است. حضرت می خواهند شدت مصیبت را برسانند.
به عدد هفتاد می گویند عدد “غلبه” یعنی وقتی می خواهید زیادت را به فردی
برسانید از اعداد غلبه استفاده می کنید که یکی از آنها عدد هفتاد است؛ حضرت می
خواهد برساند که این قدر مصیبت سنگین است که اگر من هفتاد نفر از کفار را مُثله
کنم کار درستی کرده ام. جواب دیگر این است که هر کس به کشته شدن حضرت حمزه راضی
باشد حقش کشته شدن است.



درباره آقا صاحب الزمان
علیه السلام داریم که وقتی آقا ظهور می کنند جنازه ی آن دو نفر را از قبر بیرون می
کشد و آتش می زند، روایتش هم صحیح است و در بحارالانوار وجود دارد؛ آن دو نفر یک سیلی
به حضرت زهرا سلام الله علیها زدند و نه تنها آنها بلکه هر کسی که راضی به این امر
بوده مستحق کشته شدن است. چون حضرت زهرا سلام الله علیها یک انسان عادی نیستند؛
حضرت مصداق کوثر و ناموس پروردگار عالمیان است. کسی که به ساحت ایشان جسارت کرده
یعنی به ساحت قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله جسارت کرده وبه جنگ خدا آمده است.



جسارت به ساحت ناموس پروردگار
و کشتن امیرالمومنین و امام حسین علیهما السلام جرمش بیشتر است. ریشه ی بسیاری از
مفاسد در عالم همان یک سیلی بود. لذا اینجا نمی شود گفت یک سیلی زد شما هم یک سیلی
بزن و رهایش کن، اینجا بحث قصاص نیست بحث جنگیدن با رسول خدا صلی الله علیه وآله و
محاربه با حکم خداست؛ کسی که خانه حضرت صدیقه سلام الله علیها را آتش می زند مثل آتش
زدن قرآن است! با کمی دقت معلوم می شود جایگاه چه جایگاهی است.



شیعه روی زن دست بلند نمی کند!

روایت از امام باقر علیه
السلام دیدم که فرمود: «یکی از نشانه های شیعیان ما این است که دست روی زن بلند
نمی کند». هر چقدر هم عصبلانی هستید حواستان باشد روی زن دست بلند نکنید حتی اگر
همسرتان بدزبان و بی ادب است و ناسزا می گوید. حکم سیلی زدن به گوش محرم و نامحرم
فرق دارد. سیلی زدن به گوش نامحرم علاوه بر قصاص، تعزیر هم دارد یعنی بین 25 تا 75
ضربه شلاق هم دارد.



حال اگر کسی در گوش مادرش
بزند اولا باید قصاص شود، 75 ضربه شلاق هم باید بخورد و یک سال هم باید در زندان
بماند و اگر در این مدت مادر از دنیا برود او را تبعید می کنند و دیگر حق ندارد در
آن شهر زندگی کند، اگر مادر در آن یک سال از دنیا نرفت و اجازه داد او را از زندان
آزاد می کنند.



حال اگر کسی به ناموس
پروردگار بدون هیچ جرمی سیلی بزند و جسارت کند فقط خدا می داند با او چه باید کرد.
پس نگویید آقا امام زمان علیه السلام باید با آن دونفر به عدالت رفتار کنند و چون
آنها دو سیلی زده اند آقا هم باید چنین کند، به امام می خواهید یاد بدهید چه کار
کنند؟ حضرت خودشان می دانند.



اگر پیغمبر صلی الله علیه
وآله بالای سر حضرت حمزه فرمود: «هفتاد نفر از کفار را به همین صورت مُثله خواهم
کرد»، از حضرت ایراد نگیر. کار حضرت درست است چون کشتن حضرت حمزه کشتن اسلام بود،
یعنی حضرت حمزه خودش را فدای اسلام و رسول خدا صلی الله علیه وآله کرد. قتل حضرت
حمزه آتش زدن قرآن بود.

غضب الهی چگونه است؟



این یک تفسیر حقوقی و
فقهی است و یک تفسیر عرفانی هم دارد. آنچنان غضب در وجود مبارک رسول خدا صلی الله
علیه وآله غلبه کرد و خیلی غضبناک شده بود. غضبناک شدن رسول خدا صلی الله علیه
وآله یعنی غضب پروردگار عالمیان؛
چون حضرت رحمةللعالمین است، مبدا و منشأ رحمت است
و وقتی غضب در وجود ایشان غلیان کند کانّه پروردگار عالم غضب کرده است. غلیان غضب
از صفات پروردگار است یکی از اسم های پروردگار عالمیان “منتقم” است؛
انتقام می گیرد.



شهر لوط صد هزار یا بیشتر
جمعیت دارد و خداوند به جبرئیل امر کرد تا شهر را زیرو رو کند. لواط در میان آن
مردم شایع بود لکن مردمانی هم بودند که دامنشان پاک بود اما امر خدا این بود که
جبرئیل شهر را بلند کند. جبرئیل این کار را انجام داد و یک نفر در شهر زنده نماند.
وقتی برای انجام ماموریت آمد دید یک پیرمرد موسفیدی خواب است، جبرئیل به خداوند
عرض کرد: خدا مهلتی بده این پیرمرد بیدار شود شاید استغفار کند. ندا آمد: اگر
بیدار شد و استغفار کرد ما به حرمت او عذاب را عقب می اندازیم ولی اگر استغفار
نکرد چه؟ جبرئیل گفت: خدا ممنون که لطف کردی.



جبرئیل اطراف این مرد
پرسه می زد تا بیدار شود بلکه استغفار کند اما به محض اینکه بیدار شد فکر گناه به
ذهنش آمد. ندا آمد جبرئیل ما می دانستیم او اهل استغفار نیست. جناب جبرئیل گوشه ی
پرش را به شهر زد و شهر زیرو رو شد و همه نابود شدند. آیا یک نفر بی گناه در آن
شهر نبود؟ چرا بود ولی وقتی غضب و غلیان غضب الهی بیاید این حرف ها نیست و کسی
جرأت ندارد در موقع غضب الهی حرفی بزند. آداب بندگی اقتضا می کند وقتی غضب الهی
آمد انسان سرش را پایین بیاندازد و حرفی نزند.



به استغفار عادت کنید

عادت کنید وقتی از خواب
بیدار می شوید استغفار کنید چون ممکن است قرار باشد بلایی نازل شود و به حرمت
استغفار تو بلا دور می شود. خدا آشیخ جواد کربلایی را رحمت کند ایشان برای من نقل
می کرد: یکی از علمای بزرگ تهران پیغمبر صلی الله علیه و آله را در خواب دیده بود
که ایشان از تهران بیرون می رفت. وقتی در خواب دیدید که حضرت از جایی بیرون می
روید بدانید بلا نازل می شود.



آن عالم ربانی در ادامه فرموده بود: «دنبال حضرت
دویدم و از ایشان پرسیدم: یا رسول الله کجا می روید؟! حضرت فرمود: اینجا دیگر جای
من نیست خیلی گناه و معصیت انجام می شود. بعد از دیدن این خواب فهمیدم زلزله
وحشتناکی قرار است در تهران رخ بدهد سعی کردم از خواب بیدار شوم و به اولیا و علما
زنگ بزنم تا استغفار یا راهکاری بگویند اما نتوانستم؛ دوباره در خواب دیدم پیغمبر
صلی الله علیه وآله در حال برگشتن هستند وفرمودند: حسین مرا برگرداند و گفت مردم
برای من خیلی گریه می کنند ». یک قطره اشک برای مصائب اباعبدالله علیه السلام
امواج بلایا را برمی گرداند.

حجت الاسلام ادیب یزدی





[ad_2]

لینک منبع